Thursday, March 02, 2006
بچه هایی که هرگز شاه را ندیده انددر زمانی که از مبارزه نا امید شده بودم. در زمانی که فکر می کردم همه مردم خودشان را به بی خیالی زده اند، دریکیاز اتاق پالتاک بر روی یک شناسه کاربری که فکر می کردم یکی از دوستان گرداننده سایت درفش کاویانی است کلیک کردم.این شناسه کاربری متعلق به دوستی که گرداننده سایت درفش کاویانی است نبود؛بلکه به یک کاربری تعلق داشت که از قضا شیرازی بود و طرفدار پادشاهی مشروطه.سن ایشان در حدود 20 سال بود.ایشان مرا به اتاقی دعوت کردند که عده ای از هواداران پادشاهی مشروطه در آنجا مشغول بحث و گفتگو بودند. ظاهراً آن شخص شیفته آقای فرود فولادوند بود. من در متن نوشتم که فرود فولادوند چه کاری به جز فحش دادن بلد است؟ به ناگاه دیدم یکی از کاربران اتاق در خواست pm کرد و از من خواست که جبهه نگیرم. در ادامه به من گفت او یکی از عاشقان شاهزاده رضا پهلوی است.وقتی از سنش پرسیدم متحیر شدم چون او هم مثل دوست من بیشتر از 20 سال نداشت. وقتی که تعجب مرا دید گفت یکی از دوستانش 17 سال بیشتر ندارد ؛ او هم عاشق شاهزاده رضا پهلوی است.این جوان به من می گفت ما باید با هم متحد باشیم. نباید از یکدیگر فاصله بگیریم. منظورش این بود که من نباید صحبتی بکنم که به هواداران فرود فولادوند بربخورد.البته راست می گفت.در حالی که شاهزاده همیشه از اتحاد همه با هم حرف زده اند. یعنی ما چه طرفدار جمهوری باشیم و چه مشروطه و چه طرفدار انجمن پادشاهی و چه طرفدار شخص شاهزاده باید از جدال بایکدیگر بپرهیزیم و به جای جنگیدن با خودیها به سراغ دشمن اصلی که جمهوری اسلامی است ، برویم.علت نوشتن این مقاله این بود که من خودم از نزدیک با کسانی آشنا می شدم که هرگز شاه را ندیده اند.در رژیمی بزرگ شده اند که همیشه از شاه بد گفته اند. حتی کارهای خوب او را به چشم آنها بد نشان داده اند.رژیم جمهوری اسلامی در تبلیغات و طنزها و برنامه های دهه فجر هر چه تاکنون گفته است، فقط بدی زمان شاه بوده است.چهره شاه سیاه سیاه بوده است.در اشعار خود می گویند "دیو که بیرون رود فرشته درآید!" آن وقت شاه را در فرودگاه نشان می دهند که با چشم گریان وطن را ترک می کنند.و خمینی جلاد و آدمکش را نشان می دهند که قدم منحوسش را بر پله های هواپیما گذاشته و در حال پائین آمدن است.( در عرض این چند سال هرگز به خاطر ندارم که گفتگوی او را با خبرنگاری که از او پرسید از اینکه پس از سالها به وطن برمی گردید چه احساسی دارید و او گفت هیچی، نشان دهند.)من اگر به شاهزاده رضا پهلوی علاقه دارم به این دلیل است که با دوست فرزانه ای به اسم مهندس ایرانی آشنا شدم که با منطق بسیار قوی و دانش پویای خود به تمام پرسشهای من در زمینه مشروطه ، حکومتهای الیگارشی ، جمهوری و غیره پاسخ گفت. گاهی هم منابعی برای مطالعه در اختیارم می گذاشت. اما نوجوانی 17 ساله ای که در ایران زندگی می کند و گوشش مدام با تبلیغات مسموم این رژیم لعنتی پر شده است، جالب نیست که از علاقه به شاهزاده و رژیم پادشاهی مشروطه حرف می زند؟هر چند که من هم در همین فضا بزرگ شده بودم اما خودم را متفاوت می دیدم. همه کسانی که طرفدار مشروطه می شناختم هم سن و سال خودم یا بسیار بزرگتر بودند. فقط دوست جوانی داشتم که وبلاگی به اسم درفش کاویانی داشت (با سایت درفش کاویانی فرق دارد) که مدتهاست از او خبری نیست. شاید در دستگیریهای شهر اهواز او هم دستگیر شده باشد. چون خیلی بی پروا به انتشار شب نامه می پرداخت.این بود که آشنا شدن با جوانهایی کم سن و سال که می گفتند به شاهزاده علاقه دارند برایم بسیار جالب بود. این دوست از داخل ایران سایتی درست کرده است که با عکسهای شاهزاده و شاه فقید ایران آن را تزئین کرده است.از آنجا که پیگیری سایت ، راحتتر از پیگیری وبلاگ است، بنابراین آدرس سایت ایشان را در اینجا نمی آورم.اما آرزو می کردم ای کاش ادرس ایمیل آقای علیرضا نوریزاده را می دانستم . ایشان در مصاحبه با تلویزیون voa می گفت من برای شاهزاده احترام زیادی قائلم ؛اما دوره سلطنت مشروطه به سر آمده است. ایشان در رژیم بعدی می توانند رئیس جمهور یا وزیر بشوند.اگر ایمیل ایشان را می دانستم این مقاله را برای او هم می فرستادم تا ببینند جوانان ایران با وجود سن کم و با وجود تمام تبلیغات ، از عشق خود به پادشاهی مشروطه حرف می زنند. چطور آقای نوری زاده فکر می کنند که دوره مشروطه گذشته است؟ امروز شوری دوباره در رگهایم ریخته شده است که عزمم را از روزهای پیش برای مبارزه جزم تر می کند.

